خرید بک لینک

درباره سایت

کیمه سر

از اینکه به وب من سر زدیدید خیلی خوشحالم نظر یادتون نره از قدیم تا به حال گفتند: با خدا باش پادشاه باش لطفا تا زمانی که در وب من هستید بالبخند باشید لطفا ته فدا

امکانات وب

این یک جور بازیه که من از وبلاگ روزگار یک دختر بیکار یاد گرفتم!!تصمیم گرفتم من هم به سوالات این بازی جواب بدم!

این شما و این هم پاسخهای من...

اگر ماهی از سال بودم:فروردین

اگر یک روز هفته بودم:شنبه

اگر یک عدد بودم: 19(به یاد نمره های دانشگاه که هرگز به 20 نمیرسید همیشه 19 بود)

اگر یک همراه بودم:نبودم

اگر یک نوشیدنی بودم:شیرعسل

اگر یک گناه بودم:بی معرفتی نسبت به دوسنان

اگر یک درخت بودم:درخت هلو

اگر یک گل بودم:گل رز

اگر آب و هوا بودم:ابری و مه غلیظ

اگر یه رنگ بودم:آبی

اگر پرنده بودم:عقاب

اگر صدا بودم:صدای عشق

اگر یک فعل بودم: شدن

اگر یک خیابان بودم:خیابان مدرس

اگر یک پنجره بودم:پنجره ایی رو به روی جنگل لفور

اگر تاریخ بودم:20 فروردین

اگر یک فیلم بودم:دل شکسته

اگر پزشک بودم: مغز و اعصاب

اگر یک وسیله آشپزخانه بودم:رنده

اگر یک ساز بودم: نی (للوا)

اگر یک کتاب بودم: شنام

اگر یک شعر بودم:هر آنکش عاشق است از جان نترسد /یاقین از بند و از زندان نترسد 

                        دل عاشق بود گرگ گرسنه /که گرگ از هی هی چوپان نترسد

اگر یک اسم بودم: علی

اگر طبیعت بودم:آسمان

اگر یک حس بودم:حس غرور

اگر یک بازی بودم: خاک بازی

اگر یک بیماری بودم: دوست داشتن

اگر یک ناسزا بودم:خاک بر سر بی شعورت

اگر یک حیوان بودم: آهو

اگر حکم دادگاه بودم:اعدام در ملا عام

اگر یک میوه بودم: گیلاس

اگر یک هنر بودم:قالبیافی

اگر یک جاده بودم:جاده ایی که آخرش برسه به خونه خودمون

دوستان خوبم شما هم اگر تمایل دارین به این سوالها جواب بدین...

 

 

برچسب: نویسنده: میلاد عالمیان تاريخ: چهارشنبه 29 شهريور 1391 ساعت: 19:19

اگر بخواهی کنار اسم زیبای خودت یه کلمه یا یه جمله اضافه کنی چیه؟

واگر امکان داره دلیل نوشتن این کلمه یا جمله رو بگو

برچسب: نویسنده: میلاد عالمیان تاريخ: دوشنبه 27 شهريور 1391 ساعت: 23:24

پژمان بازغی (بازیگر) ---- مستانه مهاجر (تدوینگر) 

برچسب: نویسنده: میلاد عالمیان تاريخ: چهارشنبه 15 شهريور 1391 ساعت: 19:46


*********فردا یک راز است ...
**********************نگرانش نباش .
***************دیروز یک خاطره بود ...حسرتش را نخور

* * *اما امروز یک هدیه است ،قدرش را بدان....* * *

هدیه ای از طرف دوست مهربانم

برچسب: نویسنده: میلاد عالمیان تاريخ: دوشنبه 13 شهريور 1391 ساعت: 21:35

از انقلاب ترافیکش ماندو از آزادی میدانش.از استقلال هتل و از جمهوری خیابانش.سالهای سال همه چیز تغییر کرد جز ساندیسهایی که رویش مینویسند "از اینجا باز کنید"ولی مردم را از آنجا باز میکنند!!!!

برچسب: نویسنده: میلاد عالمیان تاريخ: جمعه 10 شهريور 1391 ساعت: 22:35

اگر شما یک سیب بد طعم را خورده باشید
میتوانید طعم یک سیب خوب را درک کنید
پس ، از تلخی های زندگی درس بگیرید تا بتوانید آن را درک کنید

برچسب: نویسنده: میلاد عالمیان تاريخ: جمعه 10 شهريور 1391 ساعت: 22:33

خدایا ما را به راه راستت هدایت کن
یا اگر نشد...راه راستت را به طرف ما
کج کن !!!

برچسب: نویسنده: میلاد عالمیان تاريخ: جمعه 3 شهريور 1391 ساعت: 14:20

  میدونی چرا شیشه جلوی ماشین
آنقدر بزرگه ولی آینه عقب آنقدر کوچیکه؟
چون گذشته به اندازه آینده اهمیت نداره
بنابراین همیشه به جلو نگاه کن و ادامه بده !!!

برچسب: نویسنده: میلاد عالمیان تاريخ: جمعه 3 شهريور 1391 ساعت: 14:17

صفحه بندی